فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

25

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

مىتوانند نمود و از [ سر ] گذشت او منقصت كان ابوه ينسج شماله بيمينه « 1 » ، شامل حال ايشان است و ظاهرست كه اين خصلت در ملوك بايندرى موجود است و در غير ايشان - الا ما شاء اللّه - مفقود ، چنانچه سبق ذكر يافت . [ خصلت ثانيه : آنكه اجداد او كسى كه ممسوح « 2 » الرّق از قبل امّهات اولاد نبوده باشد و حلقهء عبوديت رقبهء حشمت ايشان را به عار پرستارزاده نفرسوده باشد ، چنانچه فردوسى در مذمت بعضى ملوك گفته : بيت پرستارزاده نيايد « 3 » به كار * و گر چند باشد « 4 » پدر شهريار و در اكثر ملوك اطراف اين حالت موجود است و در مشاهير سلاطين بايندر اين خدشه مفقود . ] خصلت ثالثه « 5 » : آنكه بواسطهء استيلاى اعدا هرگز دست نامحرمى به حريم حرم ايشان نرسيده ، و منقصت سبى و نهب بر جبههء اولاد و ازواج ايشان داغ عار اختلاط نسب نكشيده باشد ، و غير از اين « 6 » طايفه از ملوك [ كه گوهر ] « 7 » بدن تبارشان از حليهء اين افتخار معرّا و به حمد اللّه حريم اين ملوك از اين نوع سلوك همگى منزّه و مبرّا بوده . « 8 » خصلت رابعه « 9 » : آنكه اجداد به مخالفت اديان حقّه [ و ] « 10 » مجادله با « 11 » ارباب شرايع محقّه ، در هر زمانى « 12 » معروف و مشهور نباشند « 13 » ، مثل ملوك عرب و اكاسرهء فرس و تبايعهء يمن كه پيوسته با انبيا در محاربه و مجادله و با اصحاب شرايع در مقاتله و مقابله بوده‌اند ، چه اين خصلت موجب آن مىشود كه عرق منازعت با حق پيوسته در او نابض

--> ( 1 ) . P : شمال ( 2 ) . F : ندارد ؛ P : ممسوق الدق ، با توجه به نسخه K تصحيح شد . ( 3 ) . K : نايد ( 4 ) . K : دارد ( 5 ) . F : ثانيه ( 6 ) . P : اين ( 7 ) . F : ندارد ، P : كه تبار ؛ با توجه به نسخهء K ، تصحيح شد . ( 8 ) . P : بود ( 9 ) . F : ثالثه ( 10 ) . KPF : ندارد ، با توجّه به فحواى عبارت افزوده شد . ( 11 ) . KP : به ( 12 ) . P : زمان ( 13 ) . P : نباشد